دلم را به دستت دادم
و گفتم:
"ياد از من تورا فراموش"
وتو اما
دلم را رها كردي
بيچاره مرغ دلم
كه جناقش را شكستيم
دلنوشته های علی حیدری
برف مي بارد ومن
با دل خود مي گويم
كاشكي مردم هم
دلشان برفي بود
تا كه در سينه خود بنشانند
رد پايي زغم رهگذري
وسپس آب شوند
تا با خود ببرند
غم آن رهگذر تنها را
اي شمع بيا به پاي هم گريه كنيم
هم ناله شويم و از براي هم گريه كنيم
رفت از بر ما مايه آرامش و دلگرمي ما
وقت است به روي شانه هاي هم گريه كنيم
اشكم كه به پاي شمع عشقش افتاد
پژمرده گلي كه بوي زلفش مي داد
يك چند سرم به دامنش ماوا داشت
رفت از سرم آن سايه سرو آزاد
مگذاريد كه محبوب من از درد من آگاه شود
باخبر از غم جانسوزم و اين ناله جانكاه شود
شرح هجران مرا مقبره سينه خوش است
نكند قصه من باعث آزردگي خاطر آن شاه شود
شبي با شبيخون چشمش دلم مبتلا شد
مسين جام قلبم به يمن حضورش طلا شد
صدف گشته بودم واو در برم گوهري بود
دهان باز كردم چو گوهر به دريا رها شد
گریه بی یهانه شد نصیب من زعاشقی
یاد غم تو میکنم ز داغ هر شقایقی
در این کویر بی طپش پی سراب می دوم
ببین به ساحل غمت به گل نشسته قایقی
از فراقت اي اميربي تو شد دلم كوير
اي نگار دلپذير آمدي ولي چه دير
ماه من برآمدي بهر فتنه آمدي
آمدي خوش آمدي اي هجوم ناگزير
شهرزاد(1)
نگار قصه گو چرا تيغ كشيده در نيام
چرا به بام سر نزد عيد شود مه صيام
امير كاروان دل رفت و كسي خبر نكرد
زهجر روي ماه او هلهله ايست در خيام
http://www.jamejamonline.ir/newstext.aspx?newsnum=100808488889
نامه را با نام عشق آغاز كن
پر بگير و سوي حق پرواز كن
پله پله تا خدا از خاك رو
تا به قاب قوس آن افلاك رو
دومين كتاب شعر اينجانب با نام"مشق عشق"از سوي انتشارات برادري منتشر شد و از 15فروردين در فروشگاه مركزي انتشارات سروش(تقاطع مطهري و مفتح)وفروشگاه شركت تعاوني كاركنان سازمان تامين اجتماعي(خيابان آزادي روبروي سازمان تامين اجتماعي) عرضه مي شود.
جانم از دست فراق تو شکایت دارد
زآنشب که ضریح شانه ات بوسیدم
دلم اندر گذرش قصد زیارت دارد
یاد غم تو میکنم ز داغ هر شقایقی
در این کویر بی طپش پی سراب می دوم
ببین به ساحل غمت به گل نشسته قایقی
دو چشم خیس و خسته خیره شده به دیوار
دو دست منتظر که تکیده روی زانو
قلب شکسته ای که حک شده رو سپیدار